الشيخ المنتظري
577
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
فرمان خدا منحرف نكرده اند . مقصود از « راحة التّقصير » نافرمانى است ; چون كسى كه نافرمانى خدا مىكند برحسب ظاهر طالب راحتى است . « وَلاتَعْدُو عَلى عَزِيمَةِ جِدِّهِمْ بَلادَةُ الْغَفَلاتِ ، وَلاتَنْتَضِلُ فِى هِمَمِهِمْ خَدائِعُ الشَّهَواتِ » ( و بر تصميم آنها نفهمى و فراموشى غلبه نمىكند ، و خواهشهاى فريبنده نفسانى و شهوانى ، همّت و كوشش آنان را نابود نمىگرداند . ) « لاتعدو » از مادّه « عدوان » به معناى تجاوز و تسلّط است ، « لاتعدو » يعنى تجاوز نمىكند و مسلّط نمىشود . « عزيمة » فعيل به معناى مفعول است و به معناى « معزومة » و تصميم مىآيد ، « عزيمة جِدِّهم » يعنى تصميم جدّى آنان . « بَلادة » در برابر « فطنت » به معناى كودنى است . « و لاتعدو على عزيمة جدّهم بلادة الغفلات » هيچ وقت كُندى و سهل انگارى بر تصميم هاى جدّى آنان تجاوز نمىكند ; غفلت و سهل انگارى بر آنان مسلّط نمىشود و آنان را از عبادت خدا غافل نمىكند . « و لاتنتضل فى هممهم خدائع الشّهوات » ; « تنتضل » از مادّه « انتضال » به معناى مسابقه تيراندازى است . « همم » جمع « همّت » به معناى تصميم است . « خدائع » جمع « خديعة » به معناى مكر و حيله است ، « خدائع الشّهوات » از باب اضافه صفت به موصوف است ، يعنى هواهاى نفسانىِ فريب دهنده . معناى جمله اين است كه شهوتهاى فريب دهنده بر همّت ها و تصميم هاى راسخ آنان سبقت نمىگيرد . « قَدِ اتَّخَذُوا ذَا الْعَرْشِ ذَخِيرَةً لِيَومِ فَاقَتِهِمْ ، وَيَمَّمُوهُ عِنْدَ انْقِطاعِ الْخَلْقِ اِلَى الَْمخْلُوقِينَ بِرَغْبَتِهِمْ » ( صاحب عرش - خداوند - را براى روز نيازمندى خود ذخيره قرار داده ، و با رغبت و ميل به سوى او متوجّه اند هنگامى كه خلق به مخلوق رو كرده است . ) مقصود از « ذا العرش » خداوندى است كه صاحب قدرت و تسلّط است ، « يوم الفاقة » يعنى روز فقر و احتياج . حضرت فرموده است : « قد اتّخذوا ذا العرش ذخيرة ليوم فاقتهم » ملائكه خداوند را كه صاحب همه قدرتهاى عالم است براى